الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

11

مناظرات تاريخى امام رضا ( ع ) با پيروان مذاهب و مكاتب ديگر ( فارسى )

--> مى كنند ، در پاسخ ، بدون هيج ملاحظه اى مى گويد : اما من اشكالى در اين كار نمى بينم ! » ( الامام على ، ج 4 ، ص 775 ) . ( 2 ) . معاويه ، بنيان گذار رژيم اموى ، خلافت اسلامى را به سلطنت موروثى به سبك پادشاهان ايران و روم تبديل كرده بود . پروفسور استاسيلاس كويارد فرانسوى مى گويد : « معاويه كاخ با عظمتى در شهر دمشق برافراشت و تخت خلافت را در تالار آن براى جلوس خود گذاشت و به رسم شهرياران بيگانه ، دربانان و سرايدارانى در آن جا برگماشت . و هنگامى كه بيرون مى رفت يك دسته پاسبانان مخصوص ( اسكورت ) گرداگردش را گرفته ، براى نگاهدارى وى به دنبالش مى رفتند . معاويه پسرش يزيد را جانشين تاچ و تخت خود نمود » ( سازمان هاى تمدن امپراتورى اسلام ، ص 18 - 19 ) . از اين جا بود كه عمر به او مى گفت : « تو كسراى عرب هستى » و خودش نيز در برخى مجالس خصوصى از حكومت خود با ملك و پادشاهى تعبير مى كرد ( تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 202 ) و بعضى از كسانى كه به حضور وى بار مى يافتند ، به عنوان پادشاهى به او اداى احترام مى نمودند ( همان ، ج 2 ، ص 193 ) . خلفاى اموى تجمل پرستى و اسراف در بيت المال را جزء برنام خود قرار داده بودند و كارگزاران و مأموران آن ها نيز همين رويه را داشتند و اين روش در تمام شئون دولت ، در ميان كاركنان معمول شده بود . ابن خلود مى نويسد : « حجاج بن يوسف براى آن كه ختنه سوران باشكوه براى پسرش برپا كند ، از ايرانيان دربار بزرگ ترين جشن هايى كه ديده بودند ، پرسش مى كرد و آنان از مراسم جشن هاى پرخرج و پرتجمل كه ديده بودند ، براى او تعريف كردند . او هم به تقليد آن ها چنان جشن باشكوهى برپاداشت ! » ( مقدم ابن خلدون ، ج 2 ، ص 240 ) . .